معلم لینک

برگزیده ای از لینک مطالب وبلاگ معلمان ایران

تاریخ: یکشنبه 24 آذر 1398

نظرات()


داستان دو همسایه


دو همسایه

روزی مردی برای خود خانه ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی بزرگ با درختان میوه رنگارنگ داشت. در همسایگی او خانه ای قدیمی بود که صاحبی حسود داشت و همیشه سعی می کرد اوقات او را تلخ کند. روزی همسایه حسود یک سطل را پر از زباله کرد و کنار خانه همسایه اش گذاشت، چون مطمئن بود ریختن آشغال همسایه اش را آزار می دهد و با اشتیاق منتظر داد و بیداد همسایه نشست.
از آنطرف، همسایه خوشحال از خواب برخاست و همین که به ایوان رفت دید یک سطل پر از زباله در ایوان است. او هم سطل را تمیز کرد، برق انداخت و آن را از میوه های تازه و رسیده حیاط خود پر کرد و برای همسایه برد. وقتی همسایه صدای در زدن او را شنید خوشحال شد و پیش خود فکر کرد این بار دیگر برای دعوا آمده است. اما وقتی در را باز کرد، یک سطل پر از میوه های تازه و رسیده دید که رویش یک یادداشت بود: "هر کس آن چیزی را با دیگری قسمت می کند که از آن بیشتر دارد، امیدوارم از میوه ها لذت ببری، دوست من"

«هر کس آن چیزی را با دیگری قسمت می کند که از آن بیشتر دارد»



داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، داستان دو همسایه،



ادامه مطلب

برچسب ها:داستان کوتاه، داستان آموزنده، داستان های کوتاه، داستان های آموزنده، داستان دو همسایه،

تاریخ: یکشنبه 17 آذر 1398

نظرات()


حکایت شاه عباس و دزدها

 

 یك شب شاه عباس با لباس مبدل در كوچه های شهر می گشت كه به سه  دزد برخورد كرد كه قصد دزدی داشتند. شاه عباس وانمود كرد كه او هم دزد است و از آنان خواست كه او را وارد دار و دسته خود كنند.

دزدان گفتند: ما سه نفر هر یك خصلتی داریم كه به وقت ضرورت به كار می آید.

شاه عباس پرسید: چه خصلتی؟


ادامه مطلب

برچسب ها:حکایت شاه عباس و دزدها، حکایت شاه عباس، شاه عباس و دزدها، داستان شاه عباس و دزدها، داستان شاه عباس، شاه عباس و دزد، داستان شاه عباس و دزد،

تاریخ: جمعه 15 آذر 1398

نظرات()


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات